۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه
استاد احمد عبادی
۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه
درگذشت استاد فرامرز پایور


استاد فرامرز پایور در گذشت
فرامرز پایور ۱۸ آذر ۱۳۸۸ در بیمارستان شهید باهنر اقدسیه تهران به علت ایست قلبی و مشکل تنفسی درگذشت.
فرامرز پایور، در سال ۱۳۷۸ دچار عارضهٔ سکتهٔ مغزی شد و از آن زمان تا زمان مرگ نتوانست فعالیت هنری خود را ادامه دهد. با این وجود، در این سالها، برخی آثار قدیمی وی با تنظیم مهرداد دلنوازی و خوانندگی سالار عقیلی و با تأیید او تهیه و اجرا شدند.
فرامرز پایور از سال ۱۳۳۳، فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی میکرد و تنها در پی بداههنوازی نبود. به بیان دیگر، اولین آهنگسازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود.
او سپس هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات کلاسیک خود، از طرف وزارت فرهنگ و هنر به انگلستان فرستاده شد. از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسی دانشنامه گرفت و در تمام این سالها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل دانشگاهی انگلستان انجام داد که برنامههای دلپذیری از آن سالها در آرشیو رادیو بیبیسی وجود دارد. در این سالها، برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی، از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او خواسته شد تا کنفرانسهایی در این زمینه همراه با ساز خود ترتیب دهد. همه این کنفرانسها با موفقیت انجام شد و از سوی این دانشگاهها به دریافت جوایزی نائل گردید. همچنین استاد شجریان- استاد کنونی آواز ایران - در سال ۱۳۵۰ با استاد پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیفهای آوازی را با ایشان دنبال کرد.
روانش شاد.
۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سهشنبه
سخني با استاد محمدرضا شجريان
۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه
استاد حاج علی اکبرخان شهنازی

ن برد.۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه
مرتضی خان محجوبی

۱-از لحاظ نوازندگی کسی در پيانو مثل او نبوده و نخواهد بود.
۲-از نظر پر کاری اگر پر کارترين هنرمند راديو نباشد يکی از پر بارترين آن هاست.
مرتضی خان از آن دسته از هنرمندان مکتب نرفته ولی خط نوشته است که سر پنجه سحر اميز و آبشار روان احساسش نغمه خوان دل عاشقان شد او اين ساز را از مادرش آموخت .توانايی او به قدری بود که پيش درامد اصفهان ساخته درويش را بدون اموزش نواخت. برای بارور کردن استعدادش نزد دو استاد بزرگ آن زمان به شاگردی رفت در حالی که هنوز شش سال بيش نداشت. اساتيد وی سلطان حسين خان هنگ آفرين و محمود مفخم الممالک بودند. هنگ آفرين از تحصيلکرده های موسيقی نظام بود. نزد ميرزا عبدا.. رديف کار کرده بود و از نوازندگان بنام سه تار در ان زمان بود. مرتضی خان شيوه های خاص نوازندگی پيانو را نزد مفخم آموزش ديد و معلومات رديفی خود را نزد هنگ آفرين تکميل کرد. در ضمن نزد حاج خان ضربی به ياد گيری تنبک و اصول تصانيف پرداخت. قوت و مايه بی نظير سازش حاصل بهره وری از اين ايام بوده است. منزل انها مکان تجمع اساتيد و موسيقی دانان مشهور آن زمان بودمرتضی خان دارای استعداد و توانايی غير قابل وصفی در ساز زدن داشت. حظور در کنار استادانی زبده و تلاش بی حدش از وی نوازنده ای اعجوبه و قهار ساخت. تا جايی که در ده سالگی به همراه آواز عارف قزوينی کنسرتی در سينما لاله زار برگذار کرد. در ده سالگی به همراه برادرش رضا محجوبی(که از نوازندگان ويلون و آهنگ سازان به نام ولی گمنام آن زمان بود ودر اواخر عمرش به دليلی نا معلوم مجنون شد)در کافه پدرش که محل آمد و شد اعيان در لاله زار بود پيانو مينواخت. وی در دوازده سالگی موفق شد رديف دوره عالی را به اتمام برساند ودر سيزده سالگی متکفل خانواده ای چهارده نفره شده بود. وی ۱۳۰۷ برای ظبط صفحه به بيروت و حلب (در سوريه) رفت و بيش از ۱۰۰ صفحه با آواز تاج اصفهانی -بديع زاده-وزيری-ضرابی -بنان-حکمت شعار و... و نوازندگی ابوالحسن صبا و حسين ياحقی(دايی پرويز ياحقی)و ارسلان درگاهی و شهنازی پر کرده است که همگی در آرشيو راديو محفوظ است. همگی با تکنوازی وی در شور و آواز افشاری که نمونه والايی در بی نظيری ساز اوست آشنا هستيم .
زندگی مرتضی محجوبی همانند ديگر هنرمندان آن زمان با آرامی و سلامت همراه نبود و اجتماع سفله و کرکس صفت او را نيز از گزند خود مصون نداشت و آن رفاه و آرامشی را که لازمه رسيدن به اوج است برای او محيا نکرد.
خصوصيات ساز مرتضی محجوبی:
۱-کوک: کوک مرتضی خان بر پايه پرده ها و فواصل خاص موسيقی ايرانی بود
۲-اصالت نوازندگی: حفظ سبک اصيل ايرانی در اجرای ماهرانه نوانس ها .(همان طور که ميدانيد نوانس ها و تزينات از ارکان مهم واصلی سازهای ايرانی است و به مقتضای ساختمانشان اين صدا ها به راحتی قابل اجرا است.ولی در ساز پيانو بسيار مشکل و يا غير ممکن است)
۳-ضرب شناسی:تسلط در اجرای آوازها و تصانيف و نمايش ضرافت آنها از طريق مالش ها و تکيه ها
اين نوازنده گمنام پيانو در سال ۱۳۳۴ قبل از شليک توپ سال نو در تنهايی و فراموشی در انزوای خود به آسمان بال گشود و خبر مرگش يک هفته بعد به علت سال نو به دوست داران موسيقی اعلام شد و مزارش در کنار بانو قمر الملوک وزيری در گورستان ظهير الدوله است. روحش شاد و يادش گرامی باد.
۱۳۸۶ اسفند ۱۴, سهشنبه
یادی از رضا محجوبی

برادر مرتضی محجوبی در سال ۱۲۷۷ در تهران متولد شد. پدرش عباسعلی معروف به ناظر مرد باذوقی بود و نی می نواخت. مادرش فخرالسادات که وی با نواختن پیانو آشنا بود و همین سبب شد او و مرتضی در کودکی با موسیقی آشنا شوند و موسیقی را به عنوان هنر و حرفه اصلی خود برگزینند. اولین استادش حسین هنگ آفرین افسر موزیک ارتش بود. و سپس نزد ابراهیم آژنگ کار کرد. اما از آنجا که به فراگیری قواعد موسیقی علاقه ای نداشت از شاگردی ابراهیم آرژنگ محروم شد. رضا محجوبی که بیشتر مایل بود موسیقی را از راه گوش بیاموزد و این سبب شد با شوق فراوان نزد حسین خان اسماعیل زاده استاد و نوازنده کمانچه رفت و چند سالی از محضر او که با کمانچه به شاگردانش تعلیم ویولن می دا د استفاده کرد. وقتی که پدرش اولین کافه را در خیابان لاله زار دایر کرد او و مرتضی در آنجا برنامه هایی اجرا کردند و ساز او که درآن زمان حدود ۱۶ سال داشت شنیدنی بود.
درویشخان

هریک به رهی رسم تجدد می جست
آن یک خط راست را شکسته بنوشت
وین موسیقی شکسته را کرد درست.
غلامحسین درویش معروف به «درویشخان» از هنرمندان نامی و استادان موسیقی ایرانی اواخر دوره قاجاریه است.
درویش خان در سال ۱۲۵۱ در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش حاجی بشیر از اهالی طالقان بود و اندکی سه تار می نواخت. حاجی بشیر او را از کودکی به موزیک دارالفنون سپرد. درویش خان به فراگیری خط موسیقی، شیپور و طبل مشغول شد. و مقدمات سه تار را نزد پدرش و تار را نزد آقا حسینقلی آموخت.
با ظهور جنبش مشروطه در نخستین کنسرتهایی که در انجمن اخوت تشکیل شد وی سمت ریاست و رهبری ارکستر را داشت.
درویش خان همچنین خالق فرم پش در آمد در موسیقی سنتی است. از جمله پیش در آمدهای او می توان به :
پیش درآمد ماهور، پیش درآمد راک، پیش درآمد شوشتری، پیش درآمد سه گاه، پیش درآمد ابوعطا (اول و دوم)و پیش درآمد افشاری اشاره کرد
۱۳۸۶ اسفند ۱۰, جمعه
استاد عباس کاظمی

خداوندگار نی

وی همراه با ناصرالدین شاه در یک سفر به انگلستان عزیمت کرد و در کنسرت بزرگی که توسط ملکه وقت آن کشور برپا گردیده بود ، شرکت جست. در این هنرنمایی بین المللی موسیقیدانان و نوازندگان اکثر کشورها شرکت داشته و برنامه های هنری متعدد اجرا کردند. در پایان مراسم با اشاره ناصرالدین شاه « نایب » نی را از جیب خود بیرون آورده و شروع به نواختن آن می کند ، به طوریکه همه حضار شرکت کننده را مات و مبهوت می سازد ! ملکه نیز چنان تحت تاثیر این صوت دلنشین واقع می گردد که بی اختیار گردنبندش را بیرون می آورد و بر گردن نایب آویزان می کند و رو به حضار می گوید : « باید اعتراف کرد این مرد ایرانی با چوبی خشک که بیش از چند سوراخ در آن دیده نمی شودچنان غوغایی کرد که تمامی سازهای پیشرفته امروزی را منهدم ساخت ».
شاگردان نایب: ۱- استاد مهدی نوایی ۲- مرحوم مشیر همایون بودند و استاد حسن کسایی و استاد حسین یاوری نیز با یک واسطه ( یعنی استاد مهدی نوایی ) شاگرد نایب بودند. تاریخ فوت این استاد بزرگ و آبروی موسیقی ایرانی به درستی مشخص نیست اما مزارش به طوری که یکی از نوادگانش به نام عباسعلی مظفری می گوید در تخت پولاد اصفهان روبروی مقبره فیض کاشانی در زیر یک دیوار واقع گردیده است.
۱۳۸۶ اسفند ۹, پنجشنبه
سید حسین طاهرزاده

بنیانگذار مکتب اصفهان

فرامرز پايور

وي در سن 17 سالگي، آموزش موسيقي را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز كرد و همچنين از محضر استاداني چون عبدالله دوامي و نورعلي برومند بهره برد. هنگامى كه فرامرز پايور براي فراگيري سنتور به كلاس درس استاد ابوالحسن صبا در خيابان ظهيرالاسلام رفت، سه سال از درگذشت آخرين بازمانده سنتورنوازان افسانهاي از نسل قديم، استاد حبيب سماعي، ميگذشت.
۱۳۸۶ اسفند ۶, دوشنبه
مرتضی نی داوود

خالق آهنگ مرغ سحر
موسيقيدانان سنتی ايران که در فاصله جنبش مشروطيت و نخستين دهه از قرن جاری خورشيدی سر برآورده اند، همه پيش از هر چيز نوازنده بوده اند، هر چند که گهگاه به سراغ آهنگسازی نيز رفته اند.
مهارت های فنی و گاه شگفتی آور اين نوازندگان، آن چنان جمع شنوندگان را مجذوب خود می ساخته که آهنگسازی آنها را غالبا از ياد می برده اند. درويش خان، ارسلان درگاهی، موسی معروفی و حبيب سماعی از اين گونه موسيقيدانان به شمار می روند.
در کنار اينان به چهره برجسته ديگری بر می خوريم که استثنايی را پديد آورده است:
مرتضی خان نی داوود.
از يک سو رغبت به آهنگسازی در او همپای شوق نواختن در غليان بوده و از سوی ديگر در ميان پيش درآمدها، چهار مضراب ها، رنگ ها و تصنيف های او که به گفته خودش به دويست فقره بالغ می شود، يکی از فراگيرترين و پر آوازه ترين تصنيف های قرن، می درخشد، تصنيف برانگيزاننده "مرغ سحر" که نام او را برای هميشه در تاريخ موسيقی ايران نگاه خواهد داشت.
اگر چه می توان شعر پرخون، مرغ سحر، سروده محمد تقی بهار (ملک الشعرا) و سازگاری آن را با آرمان ملی و آزادی جويی مردم، پشتوانه شهرت و ماندگاری آن به شمار آورد، ولی از کارکرد زيبايی آهنگ نی داوود نيز نمی توان و نبايد غافل ماند. کما اينکه بهار متن های زيبای ديگری نيز برای پيوند با موسيقی سروده ولی هيچکدام شهرت و تاثير مرغ سحر را پيدا نکرده است.
شعر و آهنگ، در مرغ سحر توانايی بيانی همانندی دارند و با دقتی هنرمندانه به هم پيوند خورده اند.
موسيقی روان نی داوود، زبان کمابيش روشنفکرانه بهار را حتی برای مردم عادی دلپذير و دريافتنی ساخته است. جاذبه ماندگار مرغ سحر سبب شده که پس ار نخستين اجرا با صدای "ملوک ضرابی" (و نه آنگونه که می گويند، قمرالملوک وزيری) خوانندگان زن و مرد ديگری نيز آن را در بازساری های تازه بخوانند.
علينقی وزيری

در نخستين سالهای قرن جاری خورشيدی که نسيم تجدد و تازگی در جامعه ايران نيز وزيدن می گرفت، و کمابيش همزمان با نيما که به آرامی پرچم شعر نو را بر می افراشت، مردی ديگر، با انديشه های نو آورانه، در عرصه موسيقی سر بر می آورد . مردی توانا در موسيقی سنتی و دانای موازين موسيقی بين المللی.
علينقی وزيری در سال 1266 از پدری نظامی و مادری اهل فرهنگ در تهران زاده شد. به توصيه پدر وارد فوج قزاق شد و کار را با شيپور نوازی آغاز کرد. سازی که باب طبع او نبود و در آينده ای نزديک جای خود را به تار داد.
وزيری ابتدا نوازندگی تار را نزد دايی خود فرا گرفت و سپس پايش به محضر استادان زمانه، آقاحسينقلی، ميرزا عبدالله و درويش خان باز شد.
علينقی خان به موازات فراگيری موسيقی سنتی نزد يکی از آموزگاران نظامی با مقدمات موسيقی بين المللی نيز آشنا شد و اين آشنائی را در مدرسه سن لوئی نزد يک کشيش فرانسوی تقويت کرد و سی ساله بود که کناره گيری از همه مشغله های نظامی و غير نظامی رهسپار فرنگ شد که فراگيری های پراکنده اش را به سامانی برساند.
وزيری دو سال در برلين و سه سال در پاريس بسر برد و علاوه بر تحصيل در زمينه موسيقی علمی در دو رشته تئاتر و زيبائی شناسی نيز به مطالعه پرداخت.
وزيری در سال 1302 با دستی پر به ايران بازگشت و بلافاصله نخستين مدرسه موسيقی ملی را در تهران بنياد کرد و يک سال بعد برای جلب نخبگان و روشنفکران" کلوب موزيکال" را پديد آورد و باز يک سال بعد به ياری هنرآموزان و و هنرجويان مدرسه، ارکستری را به وجود آورد که بتواند آفريده های نو آورانه او و ديگران را اجرا کند.
وزيری در سال 1307 به رياست "مدرسه موسيقی دولتی" برگزيده شد که از "رسته موسيقی نظام دارالفنون" جدا شده بود.
او طی شش سال مسئوليت خود فضائی مساعد برای همزيستی موسيقی ملی و بين المللی در مدرسه ای که اينک "هنرستان عالی موسيقی" ناميده می شود، فراهم آورد و پس از شهريور 1320 برای يک دوره پنجساله ديگر به رياست هنرستان برگزيده شد و پس از آن به دانشگاه تهران منتقل شد و سالها به تدريس زيبائی شناسی پرداخت.
قمر

قمر خردسال که همراه با مادربرگ به اين محافل می رفته، نخستين فوت و فن آوازخوانی را از او آموخته و به گفته خودش هم آوازيهای گاه به گاه او با مادربزرگ پيشاپيش اعتماد به نفس او را تقويت کرده و جرئت صحنه ای با او بخشيده است.
با مرگ مادربزرگ زندگی قمر نوجوان سمت و سوی ديگری به خود می گيرد مقيم خانه خاله خود می شود که داماد او با بزرگان موسيقی زمان حشر و نشر داشته است. حضور در گردهمائی های اين بزرگان، گوش و هوش اورا به جذبه موسيقی می سپارد. در يکی از همين محافل بوده که سرنوشت او رقم می خورد. به درخواست حاضران آوازی می خواند که گوشهای مرتضی خان نی داوود، نوازنده برجسته تار، را که در آن مجلس حضور داشته، تيز می کند.
غلامحسين بنان

آبشار شعر، گل می ريخت، نغز و دلپذير
مخمل مهتاب بود اين يا طنين بال قو
پرنيان ِ ناز ِ آواز ِ سراپا حال او؟
بنان نخستين کسی بود که آواز خوانی را از چهارچوب کهنه سنتی به درآورده پيرايه های تعزيه ای را از آن زدود، در گزينش شعر و پيوند آن با موسيقی دقت و سليقه به خرج داد و با همخوانی های گرم و محفلی خود به آواز سنتی جلوه ای تازه بخشيد.
دلکش

علی تجويدی

شايد کسی از ايرانيان نباشد که علی تجويدی را نشناسد.
سالخوردگان و ميانسالان قاعدتاً اين ترانه معروف بنان را که در برنامه گلها اجرا شد، به ياد دارند:
مرا عاشقی شيدا، فارغ از دنيا تو کردی تو کردی تو کردی
مرا عاقبت رسوا، مست و بی پروا تو کردی تو کردی تو کردی
نداند کس جانا چه کردی چها کردی با ما چه کردی
رضا ورزنده

۱۳۸۶ اسفند ۲, پنجشنبه
سالار معزز

